3 مهر 95
2:13شب
خونه
امشب اولین شبیه که بدون کولر میخوابیم.من کنار در هال خوابیدم.در بازه.یلحظه هوا اومد تو.خورد به تنم.اخ...رفتم تو چندسال پیش...قلبم گرف.چطور میشه.چطور میشه این همه سال بگذره.ولی من هنوز درد بگیرم از خاطرات..یاد شبی افتادم ک توی حیاط خوابیده بودم.یاد شبای توی حیاط خوابیدن.نمیدونم میتونم بقیه شو بنویسم یا نه.اخ این هوای خنک.مث اسید میمونه رو پوستم.میسوزونه تا جیگرمو...یاد خاطرات..
نه نمیتونم تعریفش کنم...
مث همیشه نمیتونم
me-love-mi...
ما را در سایت me-love-mi دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 4
تاريخ: سه
شنبه
11 بهمن
1401 ساعت: 2:59